بيداري زمان را بامن بخوان به فرياد
و ار مرد خواب و خفتي...
رو سر بنه به بالين،
تنها مرا رها كن
م. اميد
خوندن نوشته ي پايين بيشتر از 5 دقيقه طول نمي كشه پس لطفا بخونيد
هرگز نميتوان کسي را به اسارت درآورد بي آنکه او را تحقير کرد.
حرف هايي از جنس درد دل شايد
سلام عرض مي كنم خدمت همه دوستاني كه 5ماه از سال 86 رو با من بودن
دوست داشتم تو سال 86 خوشحال تر از اينا ازتون خداحافظي مي كردم اما چاره نيست!
ديروز با يكي از دوستاي گلم صحبت مي كردم(چت مي كردم بهتره)، وقتي گفتم اهل تهرون نيستم و اهل آذربايجانم خيلي شوكه شد . نمي دونم
درست متوجه شدم يا نه اما فكر كنم يه خورده اوقاتشم تلخ شد.
توضيحات وب چيزاي زيادي در مورد من روشن مي كنه. مطمئناً براي يه تهروني باكلاس مهم نيست كه من كيم و اهل كجام، ولي حداقل براي ارتباط
با من بهتر بودمي خوند.(اگه شمام تا حالا نخوندين حتما بخونين).يا يكي ديگه از دوستام - دانسته يا ندانسته - به من توهين كرد. اما من به ترك زبان
بودن خودم افتخار مي كنم. افتخار مي كنم به اين كه ملت هاي ترك از سوي سازمان ملل متحد به عنوان صلح طلب ترين ملت معرفي شده
اند.
چندي قبل در وبلاگ گونش(وبلاگ دانشجويان آذربايجاني دانشگاه علم و صنعت) در مورد حرفاي دانشجوي منتخب ترك زبانان كه به
فاجعه ي خوجالي و عدم اقدام دولت ايران عليه جنايات وحشي صفتان ارمنستان اعتراض كرده بود و آقاي منوچهر متكي (وزير امور خارجه) دستور
بايكوت عنايت كرده بود، خوندم. حالام كه حرفاي واقعا خنده دار حداد عادل (رئيس مجلس دوره هفتم) در مورد اصل 15 قانون اساسي كه گفته بود:
اصل 15 اينو ميگه كه شما تو خونتون فقط آزادي دارين به زبان مادريتون حرف بزنين ، نه اينكه بياين تو مدرسه يا دانشگاه كلاس زبان مادري بذارن و
كلي حرفاي ديگه...
به هر حال من از همه دوستان كه مي خوان واقع بين تر قضيه رو نگاه كنن تقاضا دارم حتما متن كامل سخنراني آقاي حداد در وبلاگ گونش (آفتاب)
رو بخونين. در ضمن بقيه مطالب رو هم بخونين و بعدش قضاوت صادقانه اي بكنين.
پاورقي:
1-اولش مي خواستم شعر تركي استاد شهريار رو در اول متن بذارم ، بعد فكر كردم شعر استاد خوان ثالث كه يكي از ناسيوناليست هاي واقعيه رو
بذارم
2-من مخالف هيچ زباني نيستم و حتي يكي از علاقه هاي من آموختن زبانهاي زياده؛ اما با اين كه يه عده فاشيست و صهيونست در صدد نابودي زبان
هاي ترك، كرد، لر، تركمن، بلوچ، گيلك و خيلي زبان هاي ديگه باشند، مخالفم.
3-من شايد برتر از تو نيستم اما باور كن تو هم شايد برتر از من نيستي چون برترين ما با تقوا ترين ماست.
عيد خوبي رو براتون آرزو دارم .
اين آخرين پست 86 منه، شايد بعد عيد با مقاله تحقيقاتي خودم با عنوان "نوروز در خداآفرين(منطقه ديرين در آذربايجان)" آپ مي كنم. البته اگه بتونم
تايپشو تموم كنم .
اينم سخناني از بزرگان:
اسم بعضياشون نمي دونم و ننوشتم
بسياري مردم شاديهاي کوچک را به اميد خوشبختي بزرگ از دست ميدهند. پرل س.باک
براي ازدواج کردن بيش از جنگ رفتن شجاعت لازم است . کريستن
ممکن است با مشاجره و مباحثه، خصم خود را مجاب و سرگردان کنيد اما چنين غلبهاي بيهوده است زيرا که هرگز موافقت صميمانه طرف را حاصل
نتوانيد کرد. فرانکلين
هيچ دوستي بهتر از تنهايي ، براي اهل انديشه نيست . اُرد بزرگ
افراد موفق کساني نيستند که کارها را عجيب و قريب انجام مي دهند افراد موفق کساني هستند که کارها را متفاوت انجام مي دهند.
بهدست آوردن خوشبختي، بزرگترين فتح زندگي است. آلبرکامو
خود را براي پيشرفت مردم ارزاني دار تا مردم پشتيبان تو باشند . اُرد بزرگ
عشق يعني کوچک کردن دنيا به اندازه يک نفر و بزرگ کردن يک نفر به اندازه دنيا ـ ....
ميانديشم پس هستم ، هستم چون فکر ميکنم ، و فکر ميکنم چون شک ميکنم . رنه دکارت
وجود ما به منزله باغي است كه اراده ما باغبان آن است. ويليام شكسپير
+ نوشته شده در
Thu 6 Mar 2008ساعت
11:36 PM  توسط Mehdi
|
این بود که ماهم افتادیم رو خط ...
خصوصيات اقا پسر ها از 14 تا 28 سالگي...
سن 14 سالگي: تازه توي اين سن ، هر رو از بر تشخيص ميدن! (اول بدبختي!)
سن 15 سالگي: ياد مي گيرن كه توي خيابون به مردم نگاه كنن! ... از قيافه ء خودشون بدشون مياد!
سن 16 سالگي: توي اين سن اصولا“ راه نميرن ، تكنو مي زنن! ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن! ... با راكت تنيس هم گيتار مي زنن!
سن 17 سالگي: يه كمي مثلا آدم مي شن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند مي خونن! (يادش به خير ، اون روزا كه تكنو نبود ، راك ن رول مي خوندن!)
سن 18 سالگي: هر كي رو مي بينن ، تا پس فردا عاشقش مي شن! ... آخ آخ! آهنگهاي داريوش مثل چسب دوقلو بهشون مي چسبه!
سن 19 سالگي: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن! ... تيز ميشن ، ابي گوش ميدن!
سن 20 سالگي: از همه شون رو دست مي خورن! ... ستار گوش ميدن كه نفهمن چي شده!
سن 21 سالگي: زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن! (مثلا عاقل ميشن!)
سن 22 سالگي: نه! مي فهمن كه زندگي همش عشــــقه! ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن!
سن 23 سالگي: يكي رو پيدا مي كنن! اما مرموز مي شن! (ديدشون عوض ميشه!)
سن 24 سالگي: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته! اصلا“ لياقت عشق منو نداشت!
سن 25 سالگي: عشق سيخي چند؟!! ... طرف بايد باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نيست!
سن 26 سالگي: اين يكي ديگه همونيه كه همه ء عمر مي خواستم! ... افتخار ميدين غلامتون بشم؟!
سن 27 سالگي: آخيـــــــــــش!
سن 28 سالگي: كاش قلم پام مي شكست و خواستگاري تو نميومدم!!!
خصوصيات دختر خانمها از 14 تا 28 سالگي ...
سن 14 سالگي: تا پارسال هر كي بهشون مي گفت: چطوري؟ مي گفتن: خوبم مرسي! حالا ميگن: مرسي خوبم!
سن 15 سالگي: هر كي بهشون بگه سلام ، ميگن: عليك سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه كاري و رنگ آميزي و ...!)
سن 16 سالگي: يعني يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم مي خوان خودكشي كنن! ... شوخي هم ندارن!
سن 17 سالگي: نشستن و اشك مي ريزن! ... بهشون بي وفايي شده! ... (كوران حوادث!)
سن 18 سالگي: ديگه اصلا عشق بي عشق! ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي كنن!
سن 19 سالگي: از بي توجهي يه نفر رنج مي برن! ... فكر مي كنن اون يه آدم به تمام معناست!
سن 20 سالگي: نه ، نه! ... اون منو نمي خواست! ... آخرش منو يه كور و كچلي مي گيره! مي دونم!
سن 21 سالگي: فقط 26-27 سالگي قصد ازدواج دارن! فقط!
سن 22 سالگي: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلكرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ كه چي نباشه!)
سن 23 سالگي: همه ء خواستگارا رو رد مي كنن!
سن 24 سالگي: زياد مهم نيست كه چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزايي كه نرسيديم برسونه!
سن 25 سالگي: اااااااه! پس چرا ديگه هيچكي نمياد؟! ... هر كي مي خواد باشه ، باشه!
سن 26 سالگي: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!
سن 27 سالگي: آخيـــــــــــش!
سن 28 سالگي: كاش قلم پات مي شكست و خواستگاري من نميومدي!!
+ نوشته شده در
Sat 26 Jan 2008ساعت
1:23 PM  توسط Mehdi
|
بين دختراي امروزي كه نميشه از پسرا
تشخيصشون داد اينا نوبرن بخدا
البته اينام خيلي مو هاشون خيلي بلند
نيستن اما هنوز جاي شكر باقيست
الها صد هزار مرتبه شكر كه:
شكر نعمت ، نعمتت افزون كند
آقا لطفا حاشيه سازي نكنين ما فقط خواستيم
يه پست به پستامون اضافه شه و لا غير
حالا هي جوسازي كنين كه فلاني آره . . .
بگذريم عكسارو ببينين

اينا دوقلواند موهاشون خيلي هم بلند نيست

اينم كه فقط مي خواد كلاس بذاره كه منم مو بلندم

اين نسبت به اون دوتا بهتره

اين شد يه چيزي
+ نوشته شده در
Wed 12 Dec 2007ساعت
3:56 PM  توسط Mehdi
|
تا حالا ابرا رو لمس كردين
من لمس كردم. نه! نه! من فضانورد نيستم 
يه جايي رفته بودم خيلي با حال بود . يعني باور نكردني بود.من ابرا رو لمس كردم اونجا ابرا پايين تر از جاده اومده بودن. من كه اين عكسو اندختم، رو جاده ايستاده بودم
به نظر شما ابرا چطوري بودن؟؟

اگه خواستين ميتونين بزرگترشو ببينين
+ نوشته شده در
Mon 5 Nov 2007ساعت
12:49 PM  توسط Mehdi
|