تبليغاتX
جوانی

جوانی

گاه نوشت های مهدی لطفی

بزودی ....

اگر بار گران بودیم ، رفتیم....

آره چه خوشحال شدین گفتم میرم!!

اما من به این زودیا نمیرم. حالا حالاها هستم که سرتونو درد بیارم فقط یه مدت میرم بعد کنکور میام. میشه گفت که آخرین آپ بهاریه.
چرا چاقو می کشی، اگه نارحتی اصلا نمیام(به قول تبریزیا "نیه قَمَه چکیرسن؟")
فقط اومدم چند تا از مناسبتهای خرداد و تیر رو عنوان کنم و برم.(به ترتیب الویت):
دوم خرداد: روز تولد خواهر زادم آیدین که خیلی دوسش دارم. امسال سه ساله میشه. ایشالله سیصد ساله بشه.



31 خرداد هم یاد آور تلخ ترین خاطره منه. روزی که یه نفر دوست داشتنی رو از دست دادم کسی که توی شناسنامه پسر عموم بود اما واقعا مثل برادرم بود و جای خالی برادر رو برام پر کرده بود. مرتضی لطفی دو سال قبل در سانحه تأسف بار رانندگی همه‌ی ما رو تنها گذاشت. بهترین اس ام اسی که دوست داشت این بود:"وفاسیز دنیانین گردیشینه باخ"(نظری کن بر گذر این دنیای بی وفا)
یادش گرامی


خوب اگه امری نیست ما رفتیم.

برای هم دعا کنیم.

یا حق
+ نوشته شده در  Sat 17 May 2008ساعت 3:46 PM  توسط Mehdi  | 

سیزده نکته برای زندگی - گابریل گارسیا مارکز

 سلام دوستای گلم
من بازم اومدم یادم نرفته بود که باید آپ کنم کامپیوترم مشکل داشت، دوستان هم دیدند چند بار اومدم اما ثانیه‌‌هایی نکشید که دیسکانکت شدم ؛ اینم از مضرات تنبیه بدنی کامپیوتر(باور کنین هیچ کاری نکردم فقط چند تا مشت زدم )

راستی امروز سیزده نکته زندگی از گابو رو گذاشتم بخونید هر چند تازه نیست اما چه اشکالی داره دوباره بخونیدش

در ضمن یه چیزی : دیروز متأسفانه پس از حذف فولدری متوجه شدم که وصیت نامه‌ی گابریل گارسیا مارکز توی اون فولدر بود. البته چندان هم تأسف بار نیست چون چند جمله‌ای از وصیت نامه‌اش بود خیلی دلم میخواد همشو بخونم ، اگه متن کاملشو دارین، برام ارسال کنین ممنون میشم

سیزده نکته برای زندگی

گابریل گارسیا مارکز


۱ ـ دوستت دارم تو را نه به خاطرشخصیتت بلکه به خاطر شخصیتی که در هنگام با تو بودن پیدا می کنم.

۲ ـ هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث ریختن اشک های تو نمی شود.

۳ ـ اگر کسی تو را آن طور که می خواهی دوست نداشت به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

۴ ـ دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

۵ ـ بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار کسی باشی وبدانی که هرگز به او نخواهی رسید.

۶ ـ هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحت هستی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو باشد.

۷ ـ تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی.

۸ ـ هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند نگذران.

۹ ـ شاید خدا خواسته که بسیاری افراد نامناسب را بشناسی وسپس شخص مناسب را،به این صورت وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکرگزار باشی.

۱۰ ـ به چیزی که گذشت غم مخور به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.

۱۱ـ همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده دوبار اعتماد نکنی.

۱۲ـ خود را به فردی بهتر تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از اینکه شخص دیگری را بشناسی و انتظارداشته باشی او تو رابشناسد.

۱۳ـ زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار بهترین چیزها زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری.


+ نوشته شده در  Mon 5 May 2008ساعت 1:9 PM  توسط Mehdi  | 

اضطراری

هوالعالم

    دوست عزیزی که برام کامنت فرستادین با نام mahsa_dordoone من خوشحال می شدم اگه می تونسم به شما سر بزنم اما شما آدرس رو درست ندادین در ضمن وقتی هم جای بلاگ آی دی شما و نام بلاگفا رو عوض می کنم بلاگفا میگه همچین وبی وجودنداره !!!نه بابا!!
    اگه لینک درست رو بدین خیلی خوشحال میشم.

برای هم دعا کنیم

یا حق


راستی آپ بعدی جمعه ی آینده است . حتما بیایین
+ نوشته شده در  Fri 25 Apr 2008ساعت 7:31 PM  توسط Mehdi 

عنوان خاصی ندارد

 ديگر ساعي بر دست ِ من نخواهي ديد!

من بعد عبور ِ ريز ِ عقربه ها را مرور نخواهم کرد!

وقتي قراري ما بين ِ نگاه ِ من

و بي اعتنايي نگاه ِ تو نيست،

ساعت به چه کار ِ من مي آيد؟

مي خواهم به سرعت ِ پروانه ها پير شوم!

مثل ِ همين گل ِ سرخ ِ ليوان نشين،

که پيش از پريروز شدن ِ امروز

مي پژمرد!

دوست دارم که يک شبه شصت سال را سپري کنم،

بعد بيايم و با عصايي در دست،

کنار خياباني شلوغ منتظرت شوم،

تا تو بيايي،

مرا نشناسي،

ولي دستم را بگيري و از ازدحام ِ خيابان عبورم دهي!

حالا مي روم که بخوابم!

خدا را چه ديده اي!

شايد فردا

به هيئت پيرمردي برخواستم!

تو هم از فردا،

دست ِ تمام پيرمردان ِ وامانده در کنار ِ خيابان را بگير!

دلواپس نباش!

آشنايي نخواهم داد!

قول مي دهم آنقدر پير شده باشم،

که از نگاه کردن به چشمهايم نيز،

مرا نشناسي!

شب بخير!

+ نوشته شده در  Fri 25 Apr 2008ساعت 10:33 AM  توسط Mehdi  | 

تولدت مبارک

سلام
امروز اومدم تا هم امروز رو که تولد خاله مهتابمه بهش تبریک بگم و هم فردا که تولد خواهر زاده گلم آنار هستش رو به خواهر خوبم تبریک بگم

اینم عکس آقا آنار با بابایی - عکاسشم خودمم









در ضمن چند روز پیش که فکر کنم همین جمعه بود به گردش رفته بودم یه جای بکر (جاتون خالی بود)
عکسایی انداختم که دیدنشون خالی از لطف نیست.

















آپ بعدی جمعه این هفته - 6 اردیبهشت
+ نوشته شده در  Tue 22 Apr 2008ساعت 12:17 PM  توسط Mehdi  |